X
تبلیغات
رایتل
l سیاورشن l
سیاورشن
جمعه 15 تیر 1386
زلیخا قویدل: مگر صدا و سیما موسیقی خوب ندارد؟

   

                                                         این یادداشت تقدیم می شود به زنان پرتلاش و نجیب دیارم;جنوب.

 بو و دود گشته(۱) و گُرهکو(۲) بر وهم‌آلود و سنگین بودن فضای مراسم افزوده بود. بنا بر تشخیص و دستور بابازار موسیقی نوبان نواخته می‌شد. نوازنده‌ی تمبوره با مضرابی از شاخ گاو بر تارهای تمبوره[عکس] می‌نواخت. گازی(۳) در اوج خود بود. بادها یکی یکی طلوع می‌کردند. کسی با لرزشی شدید بر زمین می‌افتد و صداهایی نامفهوم از دهانش بر می‌آید انگار دارد درد تمام نسل سیاه را فریاد می‌کشد. بابا سراغش می‌رود و آرامش می‌کند.

     موسیقی نوبان موسیقی تسکین درد و رنج و غم است.

    ناگهان یکی از سیاهان که بر دهل می‌کوبد را لرزشی در بر می‌گیرد و تاب دهل زدن از دست می‌دهد.ریتم از صدای دهل او خالی می‌شود.زنی سالخورده چوب را از دست او بیرون می‌آورد، خود پشت دهل می‌نشیند و چنان با چوب بر دهل می‌کوبد که از آن شوری وصف‌ناپذیر در بین اهل‌هوا می‌افتد.صدای شیون فضا را پر کرده و نغمه‌های نوبان آنها را نوازش می‌دهد.این تاثیرگذار‌ترین لحظه‌ی موسیقیایی است که تا کنون داشته‌ام و بیش از این کلمه ای برایش ندارم.

                                                           ***

زیبا ، نصره و زلیخا بنام‌ترین و متبحرترین گروه موسیقی زنانه هرمزگان بوده‌اند. زیبا فلوت و دهل‌گپ(۴) می‌زد، نصره کَسِر(kaser) و زلیخا هم پیپَ(pipa). البته این سه خود به همراه دوستک _نوازنده قوی و صاحب‌سبک فقید بندرعباس‌‌ــ  و  قنبر راستگو هم به اجرای موسیقی می‌پرداختند که سالها پیش همه‌شان بجز زلیخا به همین جرم در ملاء‌عام شلاق خوردند و در پی این واقعه علاوه‌بر از هم‌پاشیدگی گروه زیبا و نصره هم به پریشانی روحی دچار شدند که تا آخر عمر هم این پریشانی گریبانگیرشان بود. خدا رحمتشان کند. آنها بخش بزرگی از شادی اجداد ما بوده‌اند. از آن گروه خوشبختانه زلیخا هنوز هم در قید حیات است و به سختی روزگارش را می‌گذراند.او با خوش‌شانسی از این قضیه جان سالم به‌در برده بود.

                                                           ***

بعد‌ها فهمیدم زنی که آنشب بر دهل می‌کوبید همان زلیخای قدیم است.خواستم ببینمش و اگر شد گزارشی و عکسی تهیه کنم. به واسطه‌ی دوستی مشترک به خانه‌اش رفتم. دوست کمی توضیح داد درباره کار من و گفت :"برای مصاحبه آمده است." کلمه‌ی مصاحبه را که شنید پنداشت از صدا و سیما هستم و سخت برافروخته شد و گفت:

نه ! حرف نمی زنم.

رو به دوستم کرد و گفت این از صدا و سیما آمده!

من وقتی شبکه بندر را می بینم و این موسیقی‌های چرت و پرت را می‌شنوم دلم می‌خواهد بزنم و تلویزیون را بشکنم. این ها چیست که به خورد مردم می‌دهید؟ مگر موسیقی خوب ندارید؟

اگر بگویید نه، دروغ می‌گویید! ما خودمان به همراه دوستک آمدیم صدا و سیما و از ما فیلم گرفتند. لباسهای بندری پوشیده بودیم و دهل می‌زدیم.کمی از موسیقی ما پخش کنید تا دل مردم شاد شود. تا مردم بفهمند موسیقی یعنی چه! تا کی می‌خواهید این دلنگ و دلونگ‌های مسخره را تحویل مردم بدهید؟ کمی هم موسیقی محلی پخش کنید!

 دوست کمی توضیح می دهد که من از آن قماش نیستم و پسر خوبی هستم! ولی او همچنان عصبانی است. به هر حال من هم کمی حرف زدم. وقتی بیشتر آشنا شدیم و دانست که من هم شیفته‌ی موسیقی محلی‌ام راضی شد که بعد با هم حرف بزنیم.

 باشه خاله همه چیز را تعریف می کنم.

................

 ۱ـ گشته : کاربردی مثل اسپند دارد.

 ۲ـ گرهکو: ترکیبی از چند گیاه که اهل هوا به جای تنباکو در قلیان‌هاشان استفاده می‌کنند.

 ۳ـگازی: بازی . گازی زار : بازی زار _ مراسم زار

 ۴ـ دهل گپ: دهل بزرگ


عناوین آخرین یادداشت‌ها
[تماس با من]

بازدیدکنندگان : 1360770