سیاورشن

فرهنگ و هنر هرمزگان

سیاورشن

فرهنگ و هنر هرمزگان

لاتیدان شماره شش



شماره ششم لاتیدان ظهر امروز دوشنبه روی پیشخوان دکه‌های بندرعباس!

گفتگو با هادی آرمین/ خواننده،نوازنده و آهنگساز

گفتگو با محمود رئوفی/ دبیر حزب اعتماد ملی شاخه هرمزگان

از خواندنی‌های این شماره‌اند.

تغییر و تحولات!

 خانم فریده قاسمی بانوی فرهیخته‌ی شهر بندرکنگ من را در واقع به یک بازی وبلاگی دعوت کرده است. او خواسته که از تحولات سال‌های اخیر و برنامه‌های تازه برای سال‌های پیش روی‌ام بنویسم. راستش اولین چیزی که پس از فکر کردن به این موضوع به سراغم می‌آید غم است. تقریبا سی سال از عمر گذشت و چه حاصل؟ کاش می‌شد این لباس که منم را در می‌آوردم و می‌رفتم در جلد کسی که تازه متولد شده. باز جای شکرش باقی است که من نزدیک به سی سالگی‌ام و هنوز سی ساله نشدم. نمی دانم سی ساله‌ها یا سی ساله به بالاترها با چه امیدی زندگی می‌کنند. خب حتما تا حالا کاشته‌اند و دارند درو می‌کنند. یا اینکه مثل من... شاید هم بدتر از من.

 در این چند ساله هیچ تحولی نداشته‌ام. کلا من زیاد متغییر نیستم. و خیلی کند تغییری در من ایجاد می شود. برای همین پاسخ به این سوال برایم دشوار است. اما به هر حال فکر می‌کنم: 1) تنبل‌تر  شده‌ام. 2) بی‌نظم‌تر 3) یک اعتماد به نفس کاذب به سراغم آمده. 4) گاهی دروغ می‌گویم و تنفرم نسبت به دروغ دارد از بین می‌رود. 5) صبورتر شده‌ام. 6) سعی کرده‌ام به عقاید دیگران بیش از پیش احترام بگذارم.

اما این‌هایی که گفتم کلی است در سال‌های اخیر، و الا چند وقتی هست که اتفاقی افتاده که انرژی داده و مرا واداشته تا عمر تمام نشده یعنی به سی نرسیده کاری بکنم. (من فکر می‌کنم عمر آدمیزاد سی سال است و باقی وقتِ اضافه است. هر چند بعضی‌ها زودتر اخراج می‌شوند یا داوطلبانه بیرون می‌روند.)

از این رو برنامه‌ام برای زمان باقی مانده:

1) کمی به خودم برسم.

2) چیزهایی یاد بگیرم.

3)بیشتر از سکوت استفاده کنم.

4)بیشتر تلاش کنم.

با احترام به ایده‌ی خانم فریده قاسمی، این ایده را تبدیل به یک بازی وبلاگی می‌کنم و از سه وبلاگ‌نویس دعوت می‌کنم آنها هم از تغییر و تحولات چند ساله اخیر و برنامه‌های پیش روی‌شان بنویسند و در پایان سه وبلاگ‌نویس دیگر را به این بازی دعوت کنند. 

[راز سر به مهر]      [جغد بندری]       [باد یمانی]


موهبت سیل

فکر می‌کنم ما از معدود آدم‌هایی هستیم که هم از موهبت سیل برخورداریم و هم خشک‌سالی!

تاثیرات مثبت دایی بر تیم ملی


تا همین حالا هنوز خبر برکناری دایی از روی صفحه اول خبرگزاری فارس نه برداشته شده و نه تکذیب. در حالی که خبرگزاری کار ایران این خبر را تکذیب کرده و اخبار ورزشی سیما هم [تا هنگام نوشتن این یاددداشت] اشاره‌ای به این موضوع نکرده است. اما در هر صورت من باخت و شکست برابر عربستان را نمی‌توانم تمام و کمال بر گردن و گرده‌ی دایی ببینم. تیم ملی چه با و چه بی دایی احتمال صعود و حذف از راهیابی به جام جهانی را دارد. دایی هیچ گاه به عنوان یک فوتبالی محبوب نبوده است. چه در زمان بازیکنی به لحاظ اینکه بازی‌اش بیشتر بر پایه هوش و قدرت فیزیکی بود و چه در زمان مربیگری کوتاه مدتش. در زمان بازیکنی بدون حاشیه بود اما در زمان مربیگری نتوانست خود را از چالش با رسانه‌ها و ستاره‌ها دور بدارد. او در کل خصوصیت‌هایی در خود دارد که چندان به مذاق سلیقه‌ی ایرانی خوش نمی‌آید. غرور، قد بلند و کلا استایل بدنی، صراحت لهجه در هر حال و جاه‌طلبی و اشتیاقش برای موفقیت و کار کردن، چیزهایی است که نه ما ایرانی‌ها چندان در خود احساس می‌کنیم و نه تمرکز آن را در یک فرد می‌توانیم تحمل کنیم.
باخت ایران در برابر عربستان بیش از آنکه به دایی مربوط باشد به ساختار فوتبال عربستان مربوط است. عربستان چهار جام جهانی پی در پی را پشت سر گذاشته و نمی‌توان این را به حساب قضا و قدر گذاشت. دیروز بازیکنان عربستان هم به لحاظ تاکتیکی و هم به لحاظ بدنی و چابکی بسیار قوی‌تر از ما بودند. درک تاکتیکی و فرم بدنی چیزهایی نیستند که به راحتی و بدون مطالعه و مدیریت به دست بیایند. برای فوتبال ایران به دست آوردن این شرایط نه با یک مربی و نه ده‌ها مربی نمی‌تواند تغییر کند. تیم ایران از وقتی من به خاطر دارم به همین شکل بازی می‌کند. کم و بیش نوسان‌هایی دارد اما همیشه کلیت همین بوده. شاید در دهه‌های گذشته این شکل فوتبال در تقابل با فوتبال آسیا می‌توانست خودش را موفق نشان بدهد اما امروز با پیشرفت روز به روز فوتبال در آسیا ما به این نتیجه رسیده‌ام که بی‌نتیجه‌ایم!
اما نوسان‌ها را قبول دارم. اگر دایی بتواند به تیم ملی تاکتیک تزریق کند معجزه کرده است. چنان که او تمام تلاشش را برای انجام این معجره انجام می‌دهد. چون او جاه طلب است و خواهان پیروزی! تغییر در شکل بازی تیم ملی هر چند بسیار اندک اما قابل مشاهده است. تغییر آشکارتر در انتخاب بازیکنان برتر از لیگ برای تیم ملی است. در حالی که در گذشته اضافه شدن یک بازیکن به ترکیب ثابت تیم ملی مثل یک فرایند کند شیمیایی رخ می‌داد. حضور و تفکر دایی در انتخاب بازیکنان آماده‌ی لیگ حتی ایوان پترویچ صرب را هم وسوسه کرد که چون دارد خوب بازی می‌کند می‌تواند برای تیم ملی ایران هم بازی کند و بارها در گفتگوهایش اعلام کرد: "اگر دایی بخواهد دوست دارم برای تیم ملی ایران بازی کنم."
و بدون این تفکر هیچ گاه بازیکنانی مثل خلعتبری، اشجاری، غلامرضا رضایی و حسین کاظمی و ... به این سرعت در ترکیب ثابت تیم ملی ایران قرار نمی‌گرفتند.
چیزی که این روزها دایی و تیمش نیاز دارند تمرکز است. این اولین باخت برای دایی بود اما آخرین نخواهد بود. باخت‌ها و بردها هم‌چنان در انتظار اویند. اما کاش او تمرکز بیشتری بر روی کارش داشته باشد و بی توجه به رسانه‌های غیر حرفه‌ای ورزشی ما کار خودش را بکند. رسانه‌هایی که یک روز بر روی دعوت نشدن مهدوی‌کیا مانور می‌دهند و پس از بازی با عربستان دعوت شدن او را به چالش می‌کشند. به هر حال اگر خبرنگار ورزشی ما حرفه‌ای بود و یا اهل مطالعه در حوزه خودش وضعیت نشریات ورزشی ما این نبود که حالا هست! 

اما برای دایی چه بر کنار شود چه در کنار بماند گذشت زمان نشان می‌دهد که او مربی موفقی خواهد بود یا نه!

[لینک در بالاترین]

لینک تکمیلی: دایی برکنار شد.